سقوط جرثقیل بر روی خودروهای عبوری در بزرگراه صدر و باز هم سکوت رسانه ها !

حادثه‌ای که در امپراطوری رسانه‌ای آقای قالیباف مسکوت گذاشته شد!

خبر مربوط به ۲۴ مرداد ماهه ولی عکسهاش تازه در اینترنت پخش شده
برخلاف اون چیزی که اعلام کردند دو دستگاه خودرو نبوده و ۴ دستگاه بوده
و برخلاف اینکه اعلام کردند حادثه جانی نداشته به نظر میاد که داشته
کامنتهای مختلفی از مرگ اون پیرمردی که تنها مصدوم حادثه بوده خبر میدن و در عکس اون ماشین سفید دست یک شخص دیده میشه که به نظر نمیاد زنده باشه.

مطلبی که «بازتاب امروز» بدون اشاره وتوجه به عکس‌ها در این مورد نوشته:

به بهانه یک حادثه؛ آقای قالیباف، در ریل مدیریت احمدی نژاد نیفتید!
چندی پیش خبری در خصوص وقوع سانحه در محل پروژه دوطبقه سازی بزرگراه صدر منتشر شد که با ضد و نقیض های فراوانی نزد در پوشش توسط رسانه های مختلف همراه بود و در نهایت نیز با یک پایان مبهم به اطلاع رسانی در قبال آن حادثه خاتمه داده شد. اما حقیقتاً پشت پرده حادثه رخ داده در اتوبان صدر چه بود و عقبه وقوع چنین حادثه ای که می بایست فرصتی برای چند تذکر باشد، چه بوده است؟

به گزارش سرویس اقتصادی «بازتاب»؛ بیست و چهارم مردادماه یعنی حدوداً دو هفته پیش، رسانه ها از سقوط بخشی از پل صدر در بزرگراه صدر در طول احداث طبقه دوم اتوبان خبر دادند. اما این خبر خیلی سریع اصلاح شد و عنوان شد بخشی از بلوک های عظیم پیش ساخته سیمانی که برای این پروژه قرار است کنار هم متصل شده و بدنه پل را تشکیل دهد، از جرثقیل رها شده و سقوط کرده است. با این حال، این خبر نیز چندان دوامی نداشت و در نهایت سخنگوی اورژانس تهران علت حادثه را سقوط بخشی از بازوی یک دستگاه جرثقیل که مشغول جا به جایی عرشه پل در پروژه دو طبقه کردن صدر بوده، بیان می کند.

این خبر تقریباً حتی از سوی رسانه های دولتی نیز به هر دلیلی مسکوت گذاشته شد. اما پیگیری ها نشان می دهد بر اثر این حادثه خوشبختانه تنها دو خودرو دچار آسیب دیدگی شده اند و تنها دو تن نیز با مصدومیت مواجه شدند که علی الظاهر مصدومیت یک پیرمرد 70 ساله جدی بود و آسیب های غیرقابل بازگشتی به این شخص وارد آمده است. با این حال اگر از هزینه های مادی و همچنین جانی این اتفاق گذر کنیم و مباحث معمول را به میان نکشیم، این پرسش پیش می آید که علت ریشه ای وقوع این اتفاق و عقبه این اتفاق که از خود رخداد با اهمیت تر است، چیست و چه پیامی را در پی دارد؟

آنچه مسلم است برای جابجایی و نصب قطعات سنگین در پروژه های عمرانی به خصوص در پل سازی، جرثقیل های معمول که عمدتاً در ساخت و سازهای سبک و نیمه سنگین کاربرد دارند، بلااستفاده شده و تجهیزات تخصصی و سنگین ساختمان سازی می بایست مورد استفاده قرار گیرد و در این زمینه نیز جرثقیل های فوق سنگین موسوم به گنتری کرین که مدل ریلی اش بیشتر در بنادر و مدل متحرک و دارای لاستیکش در صنایع پل سازی کارکرد داشته، باید از همان ابتدا برای حمل قطعات این پل که برخی از آنها به 47 تن نیز می رسد مورد استفاده قرار می گرفت.

علی الظاهر در ابتدای احداث این پروژه نیز از برخی اشخاص که در پروژه های سنگین کشور صاحب مسئولیت بوده اند، مشورت گرفته شده و یکی از آنها تاکید داشته برای آغاز فعالیت عمرانی پروژه صدر نیاز به گنتری کرین است و با جرثقیل های معمول نه تنها کار پیش نمی رود، بلکه ممکن است هزینه هایی نیز ایجاد شود که یکی از آنها رخ داد. با این حال علی الظاهر یک مدیر ارشد شهرداری تاکید می کند با روحیه جهادی کار را پیش می بریم و نیاز به گنتری کرین نداریم و این گونه بود که پیش از سفارش و خرید این این چهار گنتری کرین، قطعات بتنی بسیار سنگین با همین جرثقیل های موجود حمل و برای نصبشان تلاش می شود تا پروژه متوقف نشود و با سرعت بیشتری به خاتمه برسد.

طبیعتاً وقتی فرصت رسیدن تجهیزات سنگین ویژه چنین پروژه هایی داده نشود و برای خودنمایی مدیریتی با چندشیفته کردن پروژه ها، تسریع در اجرا به هر قیمتی خواسته شد، نبایست ضریب وقوع حادثه را صفر در نظر گرفت و با این حساب آنچه دو هفته پیش رخ داد، اصلاً اتفاق عجیبی نیست. آنچه به عنوان مسئله محوری اهمیت دارد، دقیقاً در همین بخش است و شامل یک تذکر دوستانه به محمدباقر قالیباف می شود که مدیرانش به پروژه های شهری شتاب بی سابقه ای برای تکمیل تا کمتر از یک سال آینده، بخشیده اند و این شتاب می تواند آثار خطرناک تری از یک حادثه نیز در پی داشته باشد و آن تغییر نگاه عمومی نسبت به مشی مدیریتی شهردار پایتخت است.

واقعیت آن است که هیچ کس درباره بهبود مدیریت شهری در دوره قالیباف نسبت به دوره پیشین شک و شبهه ندارد و بر این اساس الزامی وجود ندارد تیم اجرایی شهرداری تهران در پی ایجاد کارنامه تازه ای نزد مردم تهران باشند و اتفاقاً برنامه های مثبتی که در سال انتخابات ریاست جمهوری رخ می دهد، حتی اگر دارای بالاترین کیفیت متصوره باشد، از سوی مردم سیاست زده تهران با برچسب سیاسی همراه شده و اثرش را از دست می دهد.

این شتاب غیرطبیعی هم این برچسب را محکم تر بر سر جایش استوار می سازد و به همین دلیل می بایست در این یک سال قالیباف و تیمش مدیریت با تدبیر را بر مدیریت با تعجیل ترجیح دهند و اگر دولت را در اختیار گرفتند، یادگار بدی در تهران همچون برخی اسلاف برجای نگذاشته باشند.

به نظر می رسد این حجم پروژه های عمرانی که به مدد دریافت رقم قابل توجهی از قبل فروش تراکم به حجم عظیم متقاضیانی که قبل از اجرای طرح تفصیلی اقدام کرده بودند، میسر شده، در آینده بلااشکال نخواهد بود و بعید نیست با توجه به کاهش تراکم و کاهش تقاضای تراکم و طبیعتاً کاهش درآمد شهرداری از این منبع بسیار مهم، شهرداری از یک سال دیگر با کسری درآمد در این بخش مواجه شود و بخشی از بودجه سالیانه اش در سال 92 و 93 نیز صرف پرداخت بدهی های معوقه های پروژه های عمرانی حال حاضر شود و بر این اساس کیفی سازی صرف و ماندگاری به نظر می رسد اولویتی باشد که در عوض کمی سازی فعلی می بایست بیشتر مورد توجه تیم عمرانی شهرداری قرار گیرد.

آن گونه که سوابق نشان می دهد، مدیریت مدبرانه و غیراحساسی که هیچ منافاتی با جهادگرایی ندارد، رویکرد کارآمدتر و همچنین مقبول تری نزد پایتخت نشینان دارد و انتظار می رود شهردار قالیباف نیز در دام مدیریت هیاتی بر شهر تهران گرفتار نشود چرا که این شیوه ها پیش از این در تهران به اجرا درآمده و مورد توجه تهرانی ها قرار نگرفته و حرکت به این سمت، قالیباف را در ریل مدیریتی که احمدی نژاد در آن حرکت کرده و آثارش در حوزه اجرایی کشور و همچنین دوران شهرداری تهران در دوره مدیریتش مشخص است، قرار خواهد داد و در آن صورت لازم نیست آینده سیاسی این چهره معتدل اصول گرا را تشریح کرد.

البته این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که طبیعتاً تصمیم سازان و تصمیم گیران در مجموعه شهرداری تهران در آنچه رخ داده و آنچه محتمل الوقوع است، بی تاثیر نبوده و نخواهند بود و بی شک می بایست قالیباف در چینش تیم مدیریتی اش تجدیدنظر جدی داشته باشد، چرا که اگر در سال های پیشین متهم به چینش بر اساس قومیت گرایی می شد و همواره با اتهام اشتیاق به انتصاب مشهدی ها در جای جای مدیریت تهران از سوی مخالفانش نشانه گرفته می شد، این بار شائبه تغییرات وی بر مبنای گرایش های سیاسی که در سال 91 می تواند معادلات انتخاباتی را به سمتش بچرخاند، به چشم می خورد.

این مسئله که با نشانه های مشخص و تغییرات معناداری هم در حوزه اجرایی (عمرانی، خدمات شهری و فرهنگی) شهرداری تهران و هم در حوزه رسانه ای شهردار (همشهری، مجلات و دیگر ارگان ها) طرح می شود، حداقل انتظار می رود با تخصص گرایی همراه باشد و هدف، صرفا تغییر گروهی که اتفاقاً عمدتاً از نیروهای کاربلد بوده اند و جایگزینی شان با گروهی که فاقد تجربه کافی و توانمندی هستند، اما «آدم» و «سهم» (به معنای واقعی کلمه) یک جریان دیگر محسوب می شود، نباشد.

در یک کلام آقای قالیباف، باید بداند کسی با شخص احمدی نژاد مشکلی نداشت، بلکه شیوه مدیریتش محل اشکال بود و بی شک برای ترک بهشت و رسیدن به پاستور، نباید به هر طریقی متوسل شد.

http://www.baztab.net/fa/news/13553

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s